افسانه‌اي كه در ذهن ما نقش بسته اين است كه هر چه در زندگي چيزهاي بيشتر، بهتر و گرانتري داشته باشيم،
شادتر خواهيم بود. ولي حقيقت اين است كه اكثر اين چيزهايي كه ما فكر مي‌كنيم برايمان شادي به ارمغان مي‌آورند،
بي‌فايده، پردردسر و حتي كسالت‌ بار هستند.


Happy couple sitting on a porch step خوشبختي مشكل به دست مي‌آيد.. گاهي مي‌بينيم كه هر كاري مي‌كنيم بازهم در زندگي شاد نيستيم. فكر مي‌كنيم اگر همه چيز تحت
كنترلمان باشد (شغلمان، تحصيلاتمان و پول)، خوشبختيم. اما مطالعات نشان داده كه داشتن تمام اين چيزها كه سالها رويشان وقت
و انرژي مي‌گذاريم و گاهي به تنها هدفمان تبديل مي‌شود، فقط 15-10 درصد سهم خوشبختي ما را در اين دنيا تشكيل مي‌دهند.
احساس شادي و خوشبختي دروني است و به نوع شخصيت و طرز فكر ما بستگي دارد و رفاه و يا عكس آن سختي كشيدن در
زندگي خيلي در احساس نهايي ما در مورد زندگي‌مان مؤثر نيست. نتيجه: ارزش‌ چيزهاي كوچك را دانستن، ما را مكرراً راضي
مي‌كند و حس خوشبختي ما را بالا نگه مي‌دارد. در حاليكه اگر دنبال لذت‌هاي بزرگ و هيجانات زياد بگرديم، هر چه بزرگتر باشند،
خلأ بعدي ناشي از نبودنشان هم بيشتر است و در نهايت نارضايتي و غم بيشتري نصيب ما مي‌سازند.
حال به چند فاكتور مؤثر در احساس رضايتمندي از زندگي نگاهي بيندازيم


Attractive woman eyed by four men زيبايي:
مردم از آدم زيبا خوششان مي‌آيد. خوشگلي و خوش هيكلي مي‌تواند به محبوبيت بيشتر در جامعه‌اي كه هستيم به ما كمك كنند
و نيز شايد شغل بهتري به دست بياوريم اما اگر اين اتفاق نيفتد (چون محبوبيت و شغل بهتر فقط به ظاهر ما مرتبط نيستند)،
زيبايي به تنهايي، خاصيت چنداني ندارد.